|
از وجناتم ميخواني؟ دندان هايم قفل شده سرم پايين است و صدايم كه ميزني مات نگاه ميكنم! ميدانم اين حالتم را .. نگاه كردنم را دوست نداري ميدانم حالت بد ميشود .. ولي حالم بدتر از آني است كه فكرش را ميكني
تو حالتي را تجسم كن كه "تمام" وجودت پر بكشد به چيزي كه يكدفعه بزند توي پرت .. خفه ات كند و .. نا اميد !
حالم بدتر است و تو .. "تمام وجود" را نميتوانم بگويم چه ولي همان "همه ي وجود" تجسم كن كه ...
|